جدیدترین عناوین منتخب
برگزیده
آنچه هر زن فرانسوی می خواهد
ایده تو
بدون عنوان
آرشیو جدیدترینها (صفحه 97)
قسم میخورم
جان دیویدسون: در سنین پایین به سندرم تورت مبتلا شد که او را از همسالانش بیگانه میکرد، او با شرایطی دست و پنجه نرم میکرد که کمتر کسی شاهد آن بود.
بدون عنوان
یک دزد با اصول اخلاقی حرفه ای خاص خود توسط افرادش دور زده می شود و به حال مرگ رها می شود. او با پوشش و هویتی جدید و دوستی غیر معمول با یک زن قصد دارد تا هدف دزدی افراد سابق خود را برباید و…
بدون عنوان
«هالى» ( هپبرن ) در آپارتمانى در شرق منهتن با گربه اى كه نامى ندارد زندگى مى كند. روزى نويسنده اى به نام «پل» ( پپارد ) كه در همان آپارتمان زندگى مى كند و مورد حمايت مالى زنى مسنتر ( نيل ) قرار دارد، وارد زندگى «هالى» مى شود...
بدون عنوان
مرد جوان یهودی برای جلوگیری از اعدام در اردوگاه کار اجباری وانمود می کند که ایرانی است.
مزرعه اکو ولی
کیت که در منطقهی دنج و خوشمنظرهی اکو ولی زندگی میکند، علاوه بر نگهداری و آموزش اسبها، با یک غم بزرگ شخصی هم دست و پنجه نرم میکند. یک روز، دخترش، کلر، سراسیمه، لرزان و در حالی که لباسهایش آغشته به خون غریبهای است، ناگهان مقابل خانهی او ظاهر میشود.
ترول 2
هنگامی که یک ترول خطرناک جدید از خواب بیدار میشود، نورا، آندریاس و کاپیتان کریس یک بار دیگر وارد عمل میشوند؛ اما این بار، برای شکست دادن آن به یاری بیشتری نیاز خواهند داشت.
هابیت: برهوت اسماگ
دورف ها و بیلبو و گندلف موفق شدند که از کوه مه گرفته فرار کنند و همچنین بیلبو توانست حلقه را به دست بیاورد حال آنها سفر خود را در راه رسیدن به طلاهایی که اژدهای خوفناک از آن محافظت می کند ادامه می دهند و ...
برو بیرون
کریس یک جوان آفریقایی-آمریکایی است که برای دیدار با خانواده نامزدش، رز، به خانه شان رفته است. در ابتدا همه چیز خوب به نظر می رسید اما کم کم حرف هایی در مورد اتفاقات رخ داده در آنجا بازگو می شود که ترس را بر دل کریس می اندازد. یک سری حقایقت دیرینه که به طور فزاینده ای نگران کننده است...
دیوانه وار، احمقانه، عشق.
«کال» (استیو کارل) مرد میانسالی است که همه چیز زندگی اش در مسیر درست و خوبی است. خانواده ای خوب، شغلی مناسب و محیطی دوستانه. اما زمانی که او با همسرش دچار مشکل میشود و «امیلی» به فکر طلاق گرفتن می افتد و کال را برای مدتی ترک می کند، همه چیز خراب می شود. در همین بین کال با مردی به نام «جیکاب پالمر» آشنا می شود که به او توصیه می کند تا برای مدتی هم که شده به صورت مجردی خوش بگذراند تا بعدا دوباره همسرش را راضی به زندگی کند…