محبوبترین عناوین برگزیده
داغ و پرطرفدار
غریبه: هم خون من
سایبرپانک اج رانرز
آناتومی گری
آرشیو محبوبترینها (صفحه 585)
بدون عنوان
آرتور و دو فرزندش کتی و بابی مالک یک خانه شیشه ای می شوند که برای آنها به ارث گذاشته شده است . این خانه دو ویژگی دارد : گروهی ارواح خبیثه در آنجا محبوس شده اند و هر کسی را که در سر راهشان باشد نابود می کنند و توسط عینکهای خاصی قابل رویت هستند . همچنین این خانه دارای گنجی پنهان است که تنها به کمک آن ارواح می توان به آن دست یافت . زمانیکه این خانواده بهمراه پرستار بابی و یک وکیل وارد خانه می شوند و کار انتقال مدارک به پایان می رسد درهای خانه به روی آنها قفل شده و ارواح درون خانه آزاد می شوند . مسئول این کار فردی به اسم دنیس است که یک شکارچی ارواح بوده و با کمک همکارش کالینا می کوشد تا گنج موجود در خانه را بدست آورد...
بدون عنوان
یک مشاور زن که متاهل می باشد به همراه یک مرد متخصص افسرده تلاش می کنند تا مشکلات زناشویی یک زوجی که به دردسر افتاده اند را حل کنند...
داجون
پس از غرق شدن قایق،مرد و زنی جوان به ساحل شهر کوچک در اسپانیا وارد شده و مورد خشم خدایی باستانی و ارتش هیولاهای او قرار می گیرند...
بدون عنوان
سه اعجوبه که هر کدام در زمینهای متفاوت نابغهاند، بهمراه مادرشان در یک خانه زندگی می کنند. پدرشان هم که مدتها پیش ترکشان کرده، اکنون بازگشته است تا مسائل را روبه راه کند.
بدون عنوان
ژاک لوران در دهههای 1970 و 80 فیلمهای پورنوگرافیک میساخت، اما آن را برای 20 سال کنار گذاشته بود. ایده های هنری او که زاده فرهنگ ضد فرهنگ دهه 60 بود، کل ژانر را ارتقا داده بود.
بدون عنوان
یکی از افراد یاکوزا که فردی سادیستی-مازوخیستی بنام «کاکیهارا» است، به دنبال رئیس گم شده اش می گردد، که در این بین به قاتلی روانی بنام «ایچی» بر می خورد...
بخوان لبانم را
در مورد دختر ناشنوایی است که خیلی به خودش سخت می گیره و در این حین یه نفر رو به عنوان دستیار و به پیشنهاد رئیسش پیش خودش استخدام می کنه که از قضا ایشون هم آدم تبهکاری هست ولی ...
بدون عنوان
«جرج» (کلاين) آرشيتکتي است که در خانه اي محقر، کنار دريا و بين همسايگاني با خانه هايي گران قيمت زندگي مي کند. همه چيز بر وفق مراد «جرج» پيش مي رود تا اين که يک روز او را از کار بيست ساله ي آرشيتکتي اش اخراج مي کنند و کمي بعد هم خبردار مي شود فقط يک سال فرصت زندگي دارد...
از جهنم
در سال ۱۸۸۸ در لندن، فقر و بدبختی باعث بوجود آمدن زندگیهای هولناکی در محله وايت چاپل شده است. در اين زمان فردی جنايتکار و بدنام به اسم «جک ريپر» در اين محله مشغول آدمکشی و از بين بردن زنان فاحشه است. يک بازرس اسکاتلنديارد به اسم «فرد آبرلين» (جانی دپ) با کمک همکارش «پيتر گادلی» در پی اين هستند که بفهمند اين قاتل زنجيره ای کيست و چرا اين زنان را بطور وحشيانه می کشد...