محبوبترین عناوین برگزیده
داغ و پرطرفدار
غریبه: هم خون من
سایبرپانک اج رانرز
آناتومی گری
آرشیو محبوبترینها (صفحه 610)
شهر فرشتگان
فرشته ای که مآمور هدایت ارواح مردگان پس از مرگ آنهاست (نیکلاس کیج)، به اقتضای وظیفه اش، با آدم*ها و زندگی آنها آشنا می*شود. زندگی آدم*ها روی زمین برای او موضوع جالبی بوده تا اینکه عاشق دختر پزشکی می*شود (مگ رایان) که به خاطر فوت بیمارش در حین عمل جراحی قلب، متآثر شده و روی پلکان بیمارستان محل کارش، گریه می*کند. علاقه به آن دختر و اشتیاق برای درک احساس او و آدم*های دیگر نسبت به زندگی و کشف علت علاقهء آنها به زندگی زمینی،
بدون عنوان
"مایکلتی ویلیامسون" و "جاستین لازارد" فضا نوردانی هستند که اولین سفر موفق انسان به مریخ را انجام داده اند."لازارد" با یک موجود بیگانه آلوده می شود و به آرامی جهش پیدا می کند.وقتی آنها به زمین بازمی گردد همه چیز به هم می ریزد...
بدون عنوان
«دانیل» (ناصری)، راننده ی تاکسی که دیوانه ی رانندگی است، مجبور می شود با پلیس معامله ای بکند. او اگر بخواهد گواهی نامه ی رانندگی اش را بگیرد، باید به پلیس در دستگیری گروهی از دزدان آلمانی که بسیار سریع می رانند و بانک های شهر را غارت می کنند، کمک کند…
تحویل شبانه
یک مرد به نسبت به بی وفا شدن دوست دخترش مشکوک می شود. تصمیم میگیرد که امتحانش کند و یک نامه برایش می فرستد، اما متوجه می شود که اشتباه میکرده است. حال 24 ساعت فرصت دارد تا جلوی ارسال بسته ای که حاوی نامه است را بگیرد...
بدون عنوان
لوبری، فلوریدا. سام لومباردو (مت دیلن)، معلم دبیرستان، متهم شده که شاگردش، کلی (دنیس ریچاردز)، دختر ساندارا وان رایان (ترسا راسل)، یکی از چهره های معتبر شهر را مورد اذیت و آزار قرار داده است. دو کارآگاه به نام های ری دوکت (کوین بیکن) و گلوریا پرس (دافنه روبین وگا) دربارهی این ادعا تحقیقاتی را آغاز می کنند ولی گلوریا معتقد است که این اتهامات دروغین است و برای ضایع کردن سام سر هم شده اند...
گرگ و میش
کارآگاه خصوصی به نام "هری راس" بطور اتفاقی توسط "مل ایمس" هفده ساله در جریان بازگرداندن او به خانه مورد اصابت گلوله قرار می گیرد.دو سال از ماجرا گذشته و "راس" در آپارتمان املاک "جک" و "کاترین" خانواده "مل" زندگی می کند."جک" که مبتلا به سرطان است نمی داند او عاشق "کاترین" شده است و...
سکوت
هلن،نامزد مردی خوشتیپ و خوش قیافه بنام جکسون برینگ میباشد زمانی که هلن از جکسون بچه دار می شود و با هم ازدواج می کنند، تصمیم می گیرند تا به زادگاه جکسون بروند و فرزندشان را آنجا بزرگ کنند. اما مادر جکسون که آنجا زندگی می کند شروع به انجام دادن کارهای عجیب و غریب میکند. همچنین انگار زیاد میانهی خوبی با هلن ندارد...
شهر تاریک
جان صبح در يک هتل ناشناس و عجيب تنها از خواب بر می خيزد. او حافظه اش را از دست داده و پليس نيز بخاطر يکسری جنايت که او هيچ چيزی در موردشان به ياد نمی آورد، در تعقيب اوست. زماني که او می کوشد تا گذشته اش را بخاطر آورد وارد يک دنيای زير زمينی می شود که توسط يکسری موجودات بسيار قدرتمند که به بيگانه مشهور هستند کنترل می شود. اين بيگانه ها دارای اين قدرت هستند که افراد را به خواب ببرند و شهر و اهالی آن را دچار تغيير کنند. اکنون جان بايستی راهی را برای متوقف کردن آنها قبل از اينکه کنترل ذهن وی را بدست گرفته و او را نابود کنند، پيدا کند.
پالمتو
یک مجرم تازه از زندان آزاد شده درگیر ماجرای آدم ربایی ساختگی می شود که طی اتفاقاتی تبدیل به واقیعت می شود...