محبوبترین عناوین برگزیده
داغ و پرطرفدار
غریبه: هم خون من
سایبرپانک اج رانرز
آناتومی گری
آرشیو محبوبترینها (صفحه 642)
بدون عنوان
لس آنجلس، سال 1997. «کارآگاه هريگان» (گلاور) و گروه ضربت ضد مواد مخدرش، در ميانه ي زدو خورد شديد بين دارو دسته ي قاچاقچي هاي جاماييکايي و کلمبيايي گير افتاده اند. هنگام درگيري با دارو دسته ي کلمبيايي ها، موجود مرموزي وارد صحنه مي شود و قاچاقچي ها را قتل عام مي کند. جاماييکايي ها با استفاده از اين فرصت، به رئيس قاچاقچي هاي کلمبيايي حمله مي کنند ولي آنان نيز به دست آن موجود نيمه نامرئي به قتل مي رسند...
بدون عنوان
داستان سریال در مورد “Francis Urquhart” رئیس حزب محافظه کار است. هنگامی که “Margaret Thatcher” به عنوان رهبر استعفا داد، او بی طرف باقی می ماند و پس از یک انتخابات عمومی که در آن محافظه کاران با کثریت کمتر کنار زده می شوند و ...
روانی: آغاز
این بار "نورمن بیتز" به یک برنامه رادیویی دعوت شده تا در مورد خاطرات مادرش صحبت کند، اما او از این وحشت دارد که قتل ها بار دیگر آغاز شوند و...
بدون عنوان
دانا همیلتون یکی از ماموران سازمان مبارزه با مواد مخدر است. یکی از همکاران او مورد سوء قصد جانی قرار گرفته اما جان سالم به در برده است. او بعد از این اتفاق متوجه می شود که یکی از روئسای خلافکار که مسئول قتل پدرش نیز بوده است، اکنون به دنبال کشتن او و همکارانش می باشد...
بدون عنوان
یک سرباز سابق امریکایی که در ویتنام جنگیده، وقتی در مترو مورد حمله موجوداتی شاخدار قرار می گیرد و پسر مردهاش را می بیند، به این نتیجه می رسد که زندگی گذشتهاش در جنگ آنطور که اعتقاد دارد، نیست.
رقصنده با گرگها
کوین کاستنر در نقش یک سرباز آمریکایی بعد از شرکت در جنگ و نشان دادن شجاعت خود جایی را برای سکونت دور از مردم انتخاب میکند، به مرور زمان با سرخپوستها ارتباط برقرار میکند و عامل این ارتباط هم زنی سفیدپوست است که چند سرخ پوست خشن در زمان کودکی پدر و مادرش را به قتل رساندند و حال وضعیت روانی مناسبی ندارد.
قصر سفید
شهوت به عشق یک زن 40 ساله طبقه کارگر و یک متصدی اعلانات یوپی 20 ساله که وجه اشتراک کمی دارد تبدیل می شود...
نشانگذاری شده برای مرگ
مامور DEA شیکاگو تازه از کلمبیا برگشته است ، جایی که همکارش توسط یه قاچاقچی مواد مخدر کشته شده است ...
هنری و جون
پاريس، سال 1931. «آناييس نين» (د مديروس) که هم راه شوهر بانکدارش «هوگو گيلر» (گرانت) به پاريس آمده، سعي دارد رساله اي در دفاع از «د.ه. لارنس» منتشر کند. او که حوصله اش از دوستان شوهرش سر رفته، توجهش به «هنري ميلر» (وارد) جلب مي شود که در آپارتمان کثيف و نمور دوستش، «آزبرن» (اسپيسي) زندگي مي کند وسعي دارد نويسنده بشود...