محبوبترین عناوین برگزیده
داغ و پرطرفدار
غریبه: هم خون من
سایبرپانک اج رانرز
آناتومی گری
آرشیو محبوبترینها (صفحه 65)
بیداری
سال ۱۹۲۱ انگلستان، پس از غم و اندوه کشته شدن بساری از مردم در حنگ جهانی اول دو زن برای دیدن روح یک دختر کوچک به مدرسه شبانه روزی میروند و در آنجا …
جمعه سیزدهم: قسمت آخر
"جیسون وورهس" قاتلی که پس از اینکه به شدن زخمی شده و به سردخانه منتقل می شود به شکل معجزه آسایی به زندگی بازگشته و برای بازگشت به خانه اش دست به قتلهای بسیاری می زند...
شب روی زمین
پنج برخورد همزمان ـ اما با اختلاف ساعت طبيعي ميان کشورهاي مختلف ـ در پنج شهر دنيا ميان راننده هاي تاکسي و مسافران شان رخ مي دهد.
یک افسر و یک جنتلمن
سرباز دوره ي خلباني نيروي دريايي، «زاک مايو» (گير) دوران طاقت فرساي آموزش نظامي را زير نظر گروهبان سياه پوست، «اميلي فولي» (گاست جونر) مي گذراند...
حضور
واشينگتن. «چنس» (سلرز)، مرد ميان سال بي سواد و نادان، مدتهاست که عنوان باغبان در خانه ي ارباب پيرش زندگي مي کند و تنها از طريق تلويزيون با دنياي خارج ارتباط دارد. پس از مرگ پيرمرد، او مجبور به ترک خانه مي شود و خيلي زود به خانه ي سياستمدار ثروتمندي به نام «بنجامين راند» (داگلاس) راه پيدا مي کند...
مردم عادی
داستان سریال در مورد دو جوان به نام های ماریان و کانل است که هر دو در یکی از شهرهای کوچک ایرلند زندگی می کنند. آنها از دوران دبیرستان با یکدیگر همکلاسی بودن و همچنان در کالج نیز همراه باهم تحصیل می کنند. کانل دانش آموزی موفق، باهوش و خوش تیپ است، اما ماریان در میان همکلاسی ها محبوب نیست و همواره از سوی بقیه مورد آزار و اذیت قرار می گیرد. ولی زمانی که وارد دانشگاه می شوند تغییراتی در زندگی ماریان رخ می دهد و او در دانشگاه فردی محبوب و زیبا شناخته می شود. روابط ماریان و کانل روز به روز پیچیده تر می شود و این دو سعی می کنند تا…
چگونه دوستان را از دست بدهیم و مردم را با خود بیگانه کنیم
یک نویسنده انگلیسی تمام تلاشش را می کند تا جای خودش را در مجلهای معروف در نیویورک باز کند.
راهی که میرویم
زوجی که در آستانه بچه دار شدن هستند، سراسر آمریکا را می گردند تا مکان مناسبی را بعنوان خانه برای تشکیل خانواده شان پیدا کنند...
شکستن امواج
«بس» (واتسن) زن ساده اي است که با «يان» (اسکار سگارد)، کارگر خشن و در عين حال رقيق القلب و غم خوار يک سکوي نفت حفاري دريايي ازدواج مي کند. براي مدت کوتاهي اين زوج زندگي سر خوشانه و آرامي دارند اما خيلي زود حادثه اي غيرمترقبه «يان» را از گردن به پايين فلج مي کند. حالا «بس» به درگاه خداوند دعا مي کند تا سلامت شوهرش را بازگرداند و براي اين منظور حاضر است هر چه دارد فدا کند.