محبوبترین عناوین برگزیده
داغ و پرطرفدار
غریبه: هم خون من
سایبرپانک اج رانرز
آناتومی گری
آرشیو محبوبترینها (صفحه 75)
مش
«هوکي» (ساترلند)، «دوک» (اسکريت) و «جان» (گولد) به بيمارستان جراحي سيار ارتش شماره ي 4077 در کره وارد مي شوند و مشغول عمل جراحي مجروحان بازگشته از جبهه مي شوند. اين جراحان چيره دست در اوقاع فراغت عادت ها و سرگرمي هاي خود را دنبال مي کنند...
بدون عنوان
یک زن جوان که به طور پنهانی در عمارت مجلل یک میلیاردر زندگی میکند، به طور اتفاقی با رازهای تاریکی روبرو میشود و این موضوع او را درگیر نبردی ناامیدانه برای زنده ماندن میکند.
چه ارتفاعی
دو پسر به نامهای «سیلاس» و «جمال» روزی تصمیم میگیرند که یک ماده مخدر جادویی را دود کنند، و این ماده به آن ها کمک می کند که در آزمون ورودی کالج نمره قبولی بگیرند...
دستکش
یک افسر پلیس که تا به حال ماموریت خوبی نداشته مامور میشود تا یک شاهد سابقه دار را تا دادگاه همراهی کند ولی گویا این شاهد توسط گروه های مافیایی تحت تعقیب بوده و بارها و بارها مورد حمله قرار میگیرند تا اینکه معلوم میشود این گروه توسط رئیس پلیس شهر هدایت میشود و ...
ناشناس
آیا شکسپیر یک متقلب و سارق ادبی بود؟ داستانی قدیمی وجود دارد که میگوید شکسپیر نویسنده ی واقعی آثار فاخری همچون اتلو، مکبث و هملت نیست، بلکه جوانی به نام ادوارد نویسنده ی واقعی آن چیزی است که به شکسپیر نسبت داده شده. داستان فیلم در مورد جوانی است که ادعا می شود نویسنده ی داستانهایی است که اکنون میراث ادبی شکسپیر لقب دارد.
کریسمس سیاه
یک بیمار روانی از آسایشگاه خود گریخته و به خانه دوران کودکی اش که تبدیل به یک انجمن خواهری شده باز می گردد.او در شب کریسمس شروع به کشتن خواهران انجمن یکی پس از دیگری می کند...
بدون عنوان
یک سامورایی اعدام شده، سفری در گذر زمان، مکان و ابدیت را در جستجوی انتقامی خونین آغاز میکند....
سفید پوستها نمی توانند بپرند
«بيلي» سفيدپوست (هارلسن) که از تماشاگران بازي بسکتبال پر تب و تابي در زمين بازي هاي ساحلي وينس کاليفرنياست، با بازيکن سياه پوستي به نام «سيدني» (اسنايپس) آشنا مي شود. اين دو از طريق شرط بندي روي مهارت هاي خود در بازي هاي خياباني محله هاي سياه پوست، شروع به پول در آوردن مي کنند و با به رخ کشيدن تعصبات نژادي شان، حتي يکديگر را هم گه گاه در شرط بندي هاي شان تلکه مي کنند.
بدون عنوان
داستان بر میگردد به شهر آراریو که سیاه چال نامیده می شد.بل کرانیل ماجراجوی تازه کار وتحسین بر انگیزی است که یک جلسه سرنوشت ساز با یک جنس مخالف دارد.روزی در یکی از ماجراجویی هایش توسط یک حیوان که نیمی گاو ونیم دیگرش انسان است مورد حمله قرار میگیردو به مرز نابودی کشیده میشودولی توسط یک ماجراجویه زن چشم زوارینستین نجات پیدا میکند.که در نگاه اول دلباخته این زن میشود و آروزو دارد به ماجراجویی به سطح اون تبدیل بشه...